لغت نامه دهخدا
انجمن سای. [ اَ ج ُ م َ ] ( نف مرکب ) مصاحب و مقرب. ( آنندراج ):
همه انجمن سای و انجم شناس
بتدبیر هر شغل صاحب قیاس.نظامی.
انجمن سای. [ اَ ج ُ م َ ] ( نف مرکب ) مصاحب و مقرب. ( آنندراج ):
همه انجمن سای و انجم شناس
بتدبیر هر شغل صاحب قیاس.نظامی.
مصاحب و مقرب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مسابقات ریاضی (مانند آنهایی که توسط انجمنهای ریاضی برگزار میشوند) نیز جزو ریاضیات تفریحی دستهبندی میشوند.
💡 از خون دل آن سیل که چشم از غم او ریخت طوفان بلا بود که در انجمن انداخت
💡 ماو شمع انجمن را یک طبیعت داده اند برنیاید از لب ما گر نفس جانکاه نیست
💡 به صلح یار در هر انجمن میخواند اغیارم فتد تا در نظرها کز نظر افتاده یارم
💡 وی برنده جایزه انجمن ملی فیلم ایتالیا بهترین بازیگر زن در سال ۲۰۰۴ و بهترین بازیگر نقش مکمل زن در سال ۱۹۷۴ شدهاست.