فرهنگستان زبان و ادب
{electrocardiography} [پزشکی] ثبت پتانسیل الکتریکی ناشی از فعالیت الکتریکی ماهیچۀ قلب بر روی نوار کاغذی متحرک به منظور مطالعۀ عمل ماهیچۀ قلب * این معادل مخفف "قلب نگاری الکتریکی" است.
{electrocardiography} [پزشکی] ثبت پتانسیل الکتریکی ناشی از فعالیت الکتریکی ماهیچۀ قلب بر روی نوار کاغذی متحرک به منظور مطالعۀ عمل ماهیچۀ قلب * این معادل مخفف "قلب نگاری الکتریکی" است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کنار کار داستان سازی، روزنامه نگاری هم شروع می شود. دانش آموزان در این کار هم به صورت گروهی شرکت می کنند. هر کدام از آنها یک خبر می دهند و این خبرها در روزنامه دیواری کلاس نوشته می شوند.
💡 توبه بر دستِ نگارین تو خواهم که کنم من گر به دست چو منی بازفتد چون تو نگاری
💡 بر چو من کس نا کسی را برگزیند هر زمان اینت بی معنی نگاری وه که یارب زینهار
💡 نامه نگاری هیأت ادامه یافت و هم از نخست وزیر و هم از شاه پیگیراین ماجرا شدهاند که اسناد آن در صفحات بعدی همان منبع آمدهاست.
💡 چو فتوی داد عشق تو به خون من نمیدانم چه جوهردار تیغی تو چه سنگین دل نگاری تو
💡 جامی از صدق وفا دل به نگاری ده و بگسل ز حریفان ریایی و رفیقان منافق