الخوارج تاریخهم فرقهم و عقائدهم

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] الخوارج تاریخهم، فرقهم و عقائدهم، اثر احمد عوض ابوالشباب، کتابی است که به احوال یکی از قدیمی‎ترین فرقه‎های اسلامی، یعنی خوارج می‎پردازد.
این اثر شامل مقدمه‎ای مختصر از نویسنده و چهار فصل است. مطالب فصل اول، در چهار مبحث، فصل دوم، در هشت مبحث، فصل سوم، بدون ابواب و فصول و فصل چهارم، در شش مبحث آمده است. در پایان نیز خاتمه قید شده است.
فصل اول به بیان ریشه خوارج و چگونگی پیدایش آن اختصاص یافته است.
مطالب این فصل‎در چهار مبحث آمده است: مبحث اول، درباره نام‎های این فرقه است که خوارج، اهل نهروان، حروریة، نواصب، شراة، مارقة و محکمة از جمله آنهاست. نویسنده، دلیل نام‎گذاری به هرکدام از این نام‎ها را بیان نموده است؛ مثلاً در توضیح نام‎گذاری به محکمة می‎گوید: دلیل آن برگرفته از شعار «لا حکم إلا لله و لا حکم للرجال» است.
نویسنده در مبحث دوم، به اصل و ریشه خوارج پرداخته و می‎گوید: نظرات در این‎باره زیاد است. بسیاری معتقدند که ریشه خوارج را در قبائل تمیم و تحت پرچم آن‎ها می‎توان یافت و ظهور آنان بعد از جنگ صفین بوده است به این معنا که آنان پیش از واقعه صفین نیز در بین مسلمانان وجود داشتند و جنگ صفین و مسئله حکمیت باعث شد که آنان از صفوف مسلمانان جدا شده و خود را به‎عنوان یک فرقه‎ای که دارای عقاید، افکار، آراء و اهدافی مشخص هستند، معرفی نمایند.
نویسنده، در این‎باره معتقد است که بذر اولیه خوارج در زمان پیامبر در سرزمین کفر و نفاق کاشته شده است؛ لذا پیامبر(ص) درباره یکی از سران خوارج به نام حرقوص بن زهیر مطالبی را بیان فرموده است.

جمله سازی با الخوارج تاریخهم فرقهم و عقائدهم

💡 شرح حال ذولخويصره در اسد الغابه آمده وتفصيل سخن پيامبر خدا(ص ) درباره او، و مساله خوارج و جنگشان با اميرالمومنين (ع ) درصحيح مسلم، باب ذكر الخوارج، و باب التحريض علىقبل الخوارج، و باب الخوارج شر الخلق و الخليقه آمده است.

💡 ( لا تقتلوا الخوارج بعدى فليس من طلب الحق فاءخطاه كمن طلبالباطل فاءدركه.(565) )

💡 292-الغارات، ص 11، و بحارالانوار، ج 8 قديم، بابقتال الخوارج، ص 603.

💡 190- صحيح مسلم، ج 1، ص 398 (باب الخوارج شرّ الخلق والخليقه ).

💡 189- صحيح مسلم، ج 1، از على - عليه السّلام -، ص 396 (باب: التحريص ‍على قتل الخوارج ).

💡 حالا اصحاب على بعد از او چگونه رفتار بكنند؟ فرمود: (604) بعد از من ديگر اينهارا نكشيد: (لا تقتلوا الخوارج بعدى ) درست است كه اينها مرا كشتند ولى بعد از من اينهارا نكشيد، چون بعد از من شما هر چه كه اينها را بكشيد به نفع معاويه كار كرده ايد نهبه نفع حق و حقيقت، و معاويه خطرش خطر ديگرى است. فرمود: