افد نمودن
لغت نامه دهخدا
افدنمودن. [ اَ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تعجب اظهار داشتن. شگفتی نمودن. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
تعجب اظهار داشتن. شگفتی نمودن
جمله سازی با افد نمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون گو سر از نظاره «نظیری » به باد داد خود را نمودن از سر میدان نبوده شرط
💡 چهره منما یا مکن منع من از دیدن که هست تشنهکامی را نمودن آب و کردن منع آب
💡 کج بحث، راستی ز طبیعت برون برد پهلو تهی نمودن تیر از کمان بجاست
💡 نمودن در ید بیضا چو سایه از عصای او فتد بر خاک از او آید به دفع سحر ثعبانی
💡 5 - كسى كه ادعاى نسبى را مى كند كه اهليت آن را ندارد، بايد او را رد كرد و حرفش راقبول نكرد و لو با غيبت نمودن و بدگوئى پشت سر او (در همين مورد.)