لغت نامه دهخدا
اصل الباب. [اَ لُل ْ ] ( ع اِ مرکب ) اساس کار. ریشه و پایه هر کار. منشاء و سرچشمه هر امر: ونیز فرمود که چون سررشته و اصل الباب آن نگاه دارند تمامت جزویات داخل آن گردد. ( تاریخ غازان خان چ کارل یان ص 252 ).
اصل الباب. [اَ لُل ْ ] ( ع اِ مرکب ) اساس کار. ریشه و پایه هر کار. منشاء و سرچشمه هر امر: ونیز فرمود که چون سررشته و اصل الباب آن نگاه دارند تمامت جزویات داخل آن گردد. ( تاریخ غازان خان چ کارل یان ص 252 ).
( اسم ) اساس کار شالده امر: و نیز فرموده که چون سر رشته واصل الباب آن نگاه دارند تمامت جزویات داخل آن گردد ٠
اساس کار. ریشه و پایه هر کار منشا و سرچشمه هر امر: و نیز فرمود که چون سر رشته و اصل الباب آن نگاه دارند تمامت جزویات داخل آن گردد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دل تنگ است فتح الباب ها عشاق را خنده ها در پرده باشد غنچه نشکفته را
💡 در نمی آید دلم را راحتی از هیچ باب بر وی از پیکان دری بگشای فتح الباب را
💡 ای دل بیدار را از چشم مستت خوابها دیده را از پرتو روی تو فتح البابها
💡 (( ان قى بستاننا نارنجامن جنى نارنجا نارا جنى ))دققت الباب حتى كل متنىفلما كل متنى كلمتنىجناس لفظى فارسى از نير صاحب كتاب معادن
💡 غنچه رالب بستگی بند ملال از دل گشود چشم فتح الباب داری، یکدهن خاموش باش
💡 قباسین (به عربی: قباسین) یک روستا در سوریه است که در الباب واقع شدهاست. قباسین ۱۱٬۳۸۲ نفر جمعیت دارد.