از انکه

لغت نامه دهخدا

( از آنکه ) از آنکه. [ اَ ک ِ ] ( حرف ربط مرکب ) زیرا که. بجهت آنکه. بعلت آنکه: و این بیابان را بیابان کرکسکوه خوانند از آنکه یکی کوهی است خرد اندر مغرب این بیابان که آنرا کرکسکوه خوانند. و این بیابان را بدان کوه بازخوانند. ( حدود العالم ).
بروز کرد نیارم بخانه هیچ مقام
ار آنکه خانه پر از اسپغول جانور است.بهرامی.|| ( حرف اضافه مرکب ) تا: پس بندوی خبر مخالفان بهرام [ چوبینه ] بگفت، که اینک آمده اند بیست هزار مرد، بهواداری تو. پرویز گفت بتو شادترم از آنکه بدین سپاه. ( ترجمه طبری بلعمی ).

فرهنگ فارسی

( از آن که ) از آن جهت که به علت آن که: ( ایشان ندانند از آن که اندیشه نکنند. ) (تفسیر ابوالفتوح )

جمله سازی با از انکه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باقی است چرخ کردهٔ یزدان و، شخص تو فانی است از انکه کردهٔ این بی‌خرد رحاست

💡 مجرّه رشک برد بر دوال از انکه ازو بود عنان سواران و بندگانش کمر

💡 بگریز از انکه فخرش جز اسپ و سیم و زر نیست ورچه سرو ندارد تودان که جز بقر نیست

💡 نگاه کن که چه حاصل شدت به آخر کار از انکه دست و سر و روی سوختی و شخود

💡 ولی توقفم از ضعف چارپایانست که بیش از انکه توانگفت لاغر ندونزار

💡 بس عقدهای گوهر موزون نثار تو کردم از انکه مثل تو گوهر شناس نیست

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز