لغت نامه دهخدا
( اشباح المعلقة ) اشباح المعلقة. [ اَ حُل ْ م ُ ع َل ْ ل َ ق َ ] ( ع اِ مرکب ) ( الَ... ). سهروردی در حکمةالاشراق این اصطلاح را بکار برده است. رجوع به اشباح المجردة شود.
( اشباح المعلقة ) اشباح المعلقة. [ اَ حُل ْ م ُ ع َل ْ ل َ ق َ ] ( ع اِ مرکب ) ( الَ... ). سهروردی در حکمةالاشراق این اصطلاح را بکار برده است. رجوع به اشباح المجردة شود.
سهروردی در حکمه الاشراق این اصطلاح را بکار برده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قوه باصره كه در دستگاه چشم تعبيه شده است بشر مانند آن را به نام دوربين عكاسىاختراع كرده كه اجسام و اشباح را تصوير ميكند ولكن بدان حد نرسيده است كه صنعتىاختراع كند تا معانى را صورت دهد.
💡 بخشد تعین ذات را روزی دهد ذرات را اشباح موجودات را او در هیولا ریخته
💡 ارواح حقایق همه عضوند و تویی روح اشباح دقایق همه جزوند و تویی کل
💡 واهب صورت نبست اشباح را نقش وجود تا نشد خاک کفت ارزاق ایشان را کفیل
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است، میتوان به متهم، قصهای برایم بگو، تنها متعلق به من، آغوشهای گسسته، بازگشت، بیوتیفول، اشباح گویا، آلاتریست، بهطور کاملاً اتفاقی و آدمربایی اشاره کرد.
💡 چون دل عشاق و جان عاشقان از مرد و گرز مرکز اشباح تنگ و مقصد ارواح تار