تفسیر قرآن کریم، علمی دقیق و گسترده است که نیازمند رعایت اصول، شرایط و آدابی خاص میباشد. این اصول تضمین میکنند که مفسّر بتواند مضامین و پیامهای الهی قرآن را بهدرستی درک کرده و از برداشتهای ناصواب پرهیز نماید. در حقیقت، آداب تفسیر مجموعهای از ضوابط علمی و اخلاقی است که التزام به آنها، دقت و صحت نتیجهی تفسیر را افزایش داده و احتمال خطا را به حداقل میرساند. همچنین، این آداب سبب میشوند که مفسّر با نگاهی منسجم و مستدل به سراغ فهم آیات الهی برود و از پیشداوریها و برداشتهای شخصی دور بماند.
در طول قرون گذشته، اختلاف در روشها و گرایشهای مفسّران موجب پیدایش رویکردهای متعددی در تفسیر قرآن شده است. گاه این تفاوتها، منشأ بروز اشتباهاتی در تبیین مفاهیم آیات بوده است. همین امر نشان میدهد که علم تفسیر، همچون سایر علوم، نیازمند اصول و قواعدی روشن است تا بر مبنای آن بتوان به ارزیابی تفاسیر موجود پرداخت و از تفسیرهای سلیقهای، نادرست و تحمیلی جلوگیری کرد. رعایت این اصول نهتنها مانع انحراف فکری و عملی در تفسیر میشود، بلکه موجب گسترش فهم صحیح و وحدت فکری در میان مفسّران و اندیشمندان اسلامی نیز خواهد شد.
مراد از «آداب تفسیر» آن گروه از شرایط و ضوابطی است که بیتوجهی به آنها موجب بیاعتباری و خطا در تفسیر میگردد. بسیاری از صاحبنظران، تفسیر به رأی را چیزی جز نادیده گرفتن همین آداب و شرایط نمیدانند. از مهمترین این امور میتوان به فراگیری علوم مورد نیاز برای تفسیر از قبیل زبان عربی، علوم قرآنی، حدیث و اصول فقه اشاره کرد. همچنین، بهرهگیری از منابع معتبر تفسیری و رعایت قواعد اساسی فهم قرآن از دیگر الزامات این علم است؛ چراکه تنها در پرتو این مبانی و با رعایت ادب علمی میتوان به تفسیری روشمند، مستند و مورد قبول دست یافت.