اختیار امدن
مترادفها
اختیار یافتن
لغت نامه دهخدا
( اختیار آمدن ) اختیار آمدن. [ اِ م َ دَ ] ( مص مرکب ) گزیده آمدن: وزرای انوشیروان در مُهمی از مصالح ملک اندیشه همی کردند.و ملک همچنین تدبیری اندیشه کرد بزرجمهر را رأی ملک اختیار آمد. ( گلستان ). یکی را از دوستان گفتم امتناع سخن گفتنم بعلّت آن اختیار آمده است. ( گلستان ).
فرهنگ معین
( اختیار آمدن ) ( ~. مَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م ) برگزیدن، پذیرفتن.
فرهنگ فارسی
( اختیار آمدن ) ( مصدر ) گزیده آمدن.
گزیده آمدن
جمله سازی با اختیار امدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیل مورتنسن، کرسی اقتصاد در دانشگاه نورث وسترن، ایالت ایلی نوی، را در اختیار دارد
💡 از ۱۳ مارس، در بین ملل با حداقل یک میلیون شهروند، نروژ با ۱۴۹٫۸ مورد در هر میلیون نفر سومین بالاترین سرانه سرانه موارد کورو ویروس مثبت را در اختیار دارد.
💡 جایگاه دهم فهرست پادشاهان همزمان در اختیار بورنا بوریئاش یکم است.
💡 مکن از گریه ی شام و سحر منع من ای همدم که اشک از چشم من در هجر او بی اختیار آید
💡 چشم و زلفش اختیار عالمی دارد اسیر کشتن ما بستن اهل نیازش میرسد
💡 بی اختیار کوچه دهد همچو رود نیل عزم تو گر اشاره نماید بر آینه