لغت نامه دهخدا
ابودواد ایادی. [ اَ دُ دِ اِ ] ( اِخ ) کنیت شاعری از ایاد، موسوم به عَدی بن الرقاع.
ابودواد ایادی. [ اَ دُ دِ اِ ] ( اِخ ) کنیت شاعری از ایاد، موسوم به عَدی بن الرقاع.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فضلم چو ایادی تو بی حد و شمارست عقلم چو معالی تو بی حد و کرانست
💡 گریگوری پس از مرگ توسط شوقی افندی در سال ۱۹۵۱ به عنوان یکی از ایادیان امرالله، بالاترین درجه انتصابی در آیین بهائی منصوب شد.
💡 آخرین ایادی امرالله (علیمحمد ورقا) در سال ۱۳۸۶ شمسی درگذشت..
💡 از بسکه حضرتت را مبسوط شد ایادی اندر بساط فضلت گردون شود منادی
💡 تصمیم ایادیان امرالله با حمایت و استقبال بهائیان سراسر جهان مواجه شد و ایادیان امرالله از ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۳ ادارهٔ جامعهٔ بهائی را در دست داشتند. پیشبینی این دورهٔ ۶ ساله و مدیریت جامعهٔ بهائی توسط ایادیان امرالله در کتاب اقدس آمدهاست.
💡 همه امور جهان در حساب اوست ولیک برون شدست ایادی دست او ز حساب