ابن باذش ابوجعفر احمد بن على انصاری

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] اِبْن ِ باذِش، ابوجعفر، احمد بن علی انصاری (۴۹۱-۵۴۲ق / ۱۰۹۸-۱۱۴۷م )، خطیب، مقری، محدث و نحوی است.
وی غرناطی جیانی الاصل بود و پدرش نیز به ابن باذش شهرت داشت.
اساتید
به گفته ابن ابار وی بیش از هشتاد و اندی استاد داشت
ابن ابار محمد، المعجم فی اصحاب القاضی الامام ابی علی الصدقی، ج۱، ص۲۹، قاهره، ۱۳۷۸ق /۱۹۵۸م.
ابن باذش مردی ادیب، عالم به قرائات و در کار دانش ژرف نگر و نقاد بود، چنانکه وی را یکی از مفاخر زمان خود شمرده اند.
ابن ابار محمد، المعجم فی اصحاب القاضی الامام ابی علی الصدقی، ج۱، ص۲۹، قاهره، ۱۳۷۸ق /۱۹۵۸م.
...

جمله سازی با ابن باذش ابوجعفر احمد بن على انصاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ابوبصير مى گويد: همراه امام باقر (عليه السلام ) در مدينه وارد مسجد شويم، مردم دررفت و آمد بودند، امام به من فرمود: از مردم بپرس، آيا مرا مى بينند؟ از هر كسسوال كردم پاسخ داد ابوجعفر را نديدم، امام در كنارم ايستاده بود،، دراينحال يكى از دوستان حقيقى امام كه نابينا بود و ابوهارون نام داشت به مجلسآمد، امام فرمود: از او نيز بپرس.

💡 حمران (274)مى گويد: از ابوجعفر، امام باقر عليه السلام در مورد صحيفه مهر و مومشده اى كه نزد (ام سلمه ) به وديعت نهاده شده بود و مردم درباره آن سخن مى گفتندسوال نمودم. امام باقر عليه السلام فرمود:

💡 8 - ((ابراهيم بن عقبه )): شيخ و برقى او را از اصحاب امام ابوالحسن هادى - عليهالسلام - بر مى شمارند. (297) او از امام ابوجعفر جواد و امام هادى - عليهماالسلام -روايت كرده است و سهل بن زياد و گروهى ديگر از اونقل حديث كرده اند.(298)

💡 1 - ((سيف بن عميره )) مى گويد: نزد ابوجعفر، منصور دوانيقى (دوّمين خليفه عباسى )بودم، آغاز به سخن نمود و به من گفت: اى سيف بن عميره ! ناگزير از آسمان به ناممردى از فرزندان ابوطالب، ندا شود.

💡 هـمـانـا جـابـر بـه ايـن اسـم نـامـيـده شـد بـه جـهـت ايـنـكـه نـيـكـوحـال و تـوانـگـر مـى كند مؤ منين را به علم خود و او دريايى است كه هرچه از او برداشتهشود تمام نشود و او است باب در زمان خود و حجت بر خلق از جانب حجة اللّه ابوجعفر محمّدبن على عليهم السلام.(48)

💡 وقتى از نزد وى بيرون آمدم، مطلبى را كه ذكر فرموده بود ثبت نمودم، و همواره چشمبه راه آن بودم، چيزى نگذشت تا اينكه ابوجعفر بيمار شد و درست در همان روز و ماه وسالى كه ذكر نموده بود رحلت كرده و در همانجا به خاك سپرده شد.(77)

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران