لغت نامه دهخدا
یوزغاد. [ یُزْ ] ( اِخ ) یوزقات. نام قصبه و مرکز سنجاقی است در ولایت آنکارا در 165هزارگزی از جنوب شرقی آنکارا، دارای 15000 تن نفوس و مدارس و مساجد و دکاکین و مکاتب. یوزغاددر قرن نوزدهم به وسیله احمدپاشا از ملوک طوایف چوپان اوغلی بنا نهاده شده است. ( از قاموس الاعلام ترکی ).
یوزغاد. [ یُزْ ] ( اِخ ) یوزقات. یکی از سنجاقهای پنجگانه ای است که ولایت آنکارا را تشکیل داده اند و آن شرقی ترین تمام سنجاقهاست. این سنجاق را به سه قضای یوزغاد، آق طاغ معدنی، بوغازلیان تقسیم کرده اند. 2 ناحیه و 505 پارچه ده دربردارد و عده سکنه اش به 172250 تن بالغ می گردد. ( از قاموس الاعلام ترکی ).
یوزغاد. [ یُزْ ] ( اِخ ) یوزقات. نام قضایی است محدود از شمال شرق به شهرستان سیواس، از جنوب غرب به شهر قیر، از جنوب شرق به قضای معدن و بوغازلیان، و از شمال به سنجاق های چوروم. این قضا 227 ده و در حدود 95582 تن سکنه دارد. ( از قاموس الاعلام ترکی ).