گیومرث

لغت نامه دهخدا

گیومرث. [ گ َ م َ ] ( اِخ ) گیومرت. رجوع به گیومرت شود.

فرهنگ فارسی

طبق روایات زردشتیان نخستین بشر آدم ابوالبشر و بروایات شاهنامه فردوسی نخستین پادشاه است.
گیومرت

جمله سازی با گیومرث

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جشن سده امیرا! رسم کبار باشد این آین گیومرث و اسفندیار باشد

💡 در ادبیات پهلوی بر خلاف شاهنامه سیامک فرزند گیومرث نیست بلکه فرزند مشی و مشیانه است. اصولاً چون در منابع پهلوی کیومرث نخستین انسان است و هوشنگ نخستین شاه و از آنجا که شاهی مستلزم وجود رعایا و فرمانبرداران است میان کیومرث و هوشنگ چندین نسل فاصله است. یکی از حلقه‌های این زنجیر (کیومرث تا هوشنگ) سیامک است.

💡 در سال ۸۱۷ هجری، ملک کیومرث برای جلب حمایت شاهرخ تیموری، به اتفاقِ برادرش تاج‌الدوله، به هرات سفر کرد. در احسن‌التواریخ ذیل وقایع سال ۸۱۷، گزارش شده «…و همچنین ملک گیومرث رستمداری با پیشکش بسیار به درگاه آسمان مقدار آمد.»

💡 نخستین بار که در سلسله روایات شاهنامه نامی از ایران به میان می‌آید و به عنوان سرزمینی در مقابل سرزمین دیگر قرار می‌گیرد، در زمان پادشاهی جمشید است. پیش از آن در روزگار گیومرث، هوشنگ و تهمورث از ایران نام برده نشده و از اینان با عنوان مطلق پادشاه یا پادشاه جهان یاد شده‌است؛ چنان‌که هوشنگ می‌گوید:

💡 مهرداد بهار (پژ ص ۴۹) اظهار داشته‌است که اسطورهٔ گیومرث اسطوره‌ای نوتر است و به پس از کشف فلزات بازمی‌گردد و در اسطورهٔ کهن‌تر (مربوط به اقوام هندوایرانی) جم و خواهرش نخستین زوج مردمان به‌شمار می‌آمدند.