لغت نامه دهخدا
گیاه ترکی. [ت ُ ] ( اِ مرکب ) گیاه سخت تلخ و درد شکم را سود دارد. ( معیار جمالی ). فژژ. اگر ترکی. ( برهان ذیل فژژ ).
گیاه ترکی. [ت ُ ] ( اِ مرکب ) گیاه سخت تلخ و درد شکم را سود دارد. ( معیار جمالی ). فژژ. اگر ترکی. ( برهان ذیل فژژ ).
گیاه سخت تلخ و درد شکم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اوشون ترکی: این گیاه شبیه گیاه مرزن جوش است و به شخص مبتلا به اسهال میخورانند.
💡 تلفظ این کلمه کوتاه در برخی زبانهای دیگر ممکن است معانی گوناگونی داشته باشد: مثلا در زبان ایتالیایی این کلمه به معنای شاد و خوشبخت و در ترکی زیبا ماننده ماه و نیز گیاهی است که در کنار آب میروید و در ژاپنی دویدن بر روی زمین معنا میدهد در زبان آلمانی به معنای فرشتهای که از آسمان به زمین فرود آمده است.