گورگاه

لغت نامه دهخدا

گورگاه. ( اِ مرکب ) گور. قبر. گورجای:
که این قادسی گورگاه من است
کفن جوشن و خون کلاه من است.فردوسی.وگر نابرومند راهی بود
وگر بر زمین گورگاهی بود.فردوسی.زمین عجم گورگاه کی است
در او پای بیگانه وحشی پی است.نظامی.
گورگاه. ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان واقع در 50000 گزی شمال کرمان و 4000 گزی باختر راه مالرو شهداد به راور. سکنه آن 12 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

جمله سازی با گورگاه

💡 آرامگاه داریوش بزرگ در بلندای ۲۶ متری از تراز زمین جای گرفته‌است و سنگ‌نبشته‌ای در این مزار، تعلق گورگاه را به داریوش یکم ثابت می‌کند داریوش بزرگ در اکتبر ۴۸۶ پیش از میلاد درگذشت و در این آرامگاه که در دل کوهی سنگی تراشیده بود جای گرفت. وی در سال ۵۲۲ پیش از میلاد به تخت نشست و پس از ۳۶ سال پادشاهی و در سن ۶۴ سالگی، به مرگ طبیعی درگذشت.

💡 یکی از چلیپاهای چهارگانه آرامگاه داریوش بزرگ است گوری صخره‌ای در کوهنقش رستم که در بلندای ۲۶ متری از تراز زمین جای گرفته‌است و سنگ‌نبشته‌ای در این مزار جای دارد که نشان می‌دهد گورگاه از آن داریوش یکم است. داریوش بزرگ در اکتبر ۴۸۶ پیش از میلاد درگذشت و در این آرامگاه که در دل کوهی سنگی تراشیده بود، جای گرفت. بلندای آن به ۳۸ متر می‌رسیده‌است. پیکره و گسترهٔ نمای بیرونی آرامگاه و ویژگی‌های درونی آن، سراسر نوآوری است. نمای بیرونی آرامگاه در صخره‌ای به بلندای ۶۰ متر کنده شده، همانند چلیپایی است با بلندای ۲۲ متر که پهنای هر یک از بازوهای آن، ۱۰٫۹۰ متر است. در بخش بالایی آرامگاه، داریوش بر اورنگی که مردم سرزمین‌های گوناگون بر دوش دارند، ایستاده و نماد فروهر بر فراز او و آتشدان شاهی در برابرش کنده‌کاری شده‌اند. درون آرامگاه ۹ گور وجود دارد که نشان می‌دهد افزون بر داریوش، نزدیکان وی نیز در آنجا آرمیده‌اند. بخش بیرونی آرامگاه دارای دو سنگ‌نبشته به زبان‌های فارسی باستان، ایلامی و زبان اکدی است که آوا و گفتاری مانند وصیت‌نامه و اندرزنامه دارد.