گواردن

لغت نامه دهخدا

گواردن. [ گ ُ دَ ] ( مص ) گواریدن. لذیذ شدن. لذت دادن.گوارا بودن. گوارا گشتن. مهنا شدن. و رجوع به گواریدن شود. || گواریدن. هضم شدن. تحلیل رفتن.گذشتن. و رجوع به گواریدن شود. || هضم کردن. گذرانیدن. تحلیل بردن. و رجوع به گواریدن شود.

فرهنگ معین

(گُ دَ ) (مص ل. ) هضم شدن.

فرهنگ عمید

خوب هضم شدن، هضم شدن غذا در معده.

فرهنگ فارسی

گواردیدن:خوب هضم شده، هضم شدن غذادرمعده
( مصدر ) ( گوارید گوارد خواهد گوارید بگوار گوارنده گوارا گواران گواریده گوارش گوارشت ) ۱ - نیک هضم شدن خوب تحلیل رفتن. ۲ - موافق مزاج و طبع بودن خوشگوار بودن: چیزهائ خام و بی مزه. بدان پخته شود و مزه و رنگ و بوی گیرد که مردمان آنرا بتوانند خوردن ومر ایشانرا بگوارد.

فرهنگستان زبان و ادب

{digest} [تغذیه] تبدیل کردن غذا به واحدهای کوچک تر و ساده تر

ویکی واژه

هضم شدن.

جمله سازی با گواردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پـِپتید (Peptide از واژهٔ یونانی πεπτίδια به معنی: گواردنی کوچک، گوارَک) پلیمر‌های کوچکی هستند که از به هم پیوستن اسیدهای آمینه با ترتیب مشخصی و با پیوند پپتیدی تشکیل شده‌اند.

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز