گرم ناب

لغت نامه دهخدا

گرم ناب. [ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان لیشه پاره بخش کلیبر شهرستان اهر، واقع در 17هزاروپانصدگزی باختر کلیبر و 18هزارگزی شوسه اهر به کلیبر. هوای آن معتدل، دارای 9 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

جمله سازی با گرم ناب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فنای سینه‌ر‌یشان گرمی ناب است ای ساقی بده جامی و برهانم ز رنج انتظار امشب

💡 در آن سرمای استخوان‌سوز زمستانی، نوشیدن یک فنجان چای با گرمای ناب خود می‌توانست روح خسته مسافران را دوباره زنده و شاداب کند.

💡 خورشید در هنگام طلوع، گرمای ناب خود را بر پهنه اقیانوس می‌تاباند و صحنه‌ای بسیار زیبا و تماشایی برای عکاسان طبیعت خلق می‌کرد.

💡 شعله‌های آتش در شومینه، با آن گرمای ناب و آرامش‌بخش، فضای اتاق را برای مطالعه کتاب در شب‌های طولانی بسیار دلپذیر و مطبوع ساخته بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران