لغت نامه دهخدا
کنیم. [ ک ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان زیرکوه سورتجی است که در بخش دودانگه شهرستان شاهی واقع است و 665 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
کنیم. [ ک ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان زیرکوه سورتجی است که در بخش دودانگه شهرستان شاهی واقع است و 665 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).
کنیم، روستایی است از توابع بخش چهاردانگه شهرستان ساری در استان مازندران ایران. در این روستا یک فضای سبز وجود دارد که به تازگی افتتاح شده.
این روستا در دهستان چهاردانگه قرار داشته و بر اساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن ۴۲۵نفر ( ۱۲۰خانوار ) بوده است. پدرِ علی اکبر داور ( وزیر عدلیه در دوران پهلوی اول ) در این روستا به دنیا آمده است.
💡 ما به خون چون لاله داغ خویش را به می کنیم از نمک آسوده ایم از ناز مرهم فارغیم
💡 گَهْ به مُلکِ ری به فرمانِ جوانی با شتاب کعبهٔ آمالِ ملت را کنیم از بُن خراب
💡 گاهی تعداد نقشهایی که باید ایفا کنیم، زیاد و از توان ما خارج است. مسئولیت زیاد نیز خودش فشارزا است.
💡 در این متد اگر ترتیب پارامترهای ورودی را عوض کنیم، خوانایی کد بیشتر میشود و در نهایت تابع به صورت زیر میشود.
💡 ۳- گیره مشتی: گیرهای است که کل کف دست بر روی آن قرار میگیرد و میتوانیم در هنگامی که گیره در کف دست قرار دارد، دست را مشت کنیم.
💡 گوشه ای داریم و سیر دشت و صحرا می کنیم الفت ما را به وحشت امتزاج دیگر است