کمال پذیرفتن
مترادفها
کامل شدن، به کمال رسیدن
متضادها
نقص یافتن، کاستی داشتن
لغت نامه دهخدا
کمال پذیرفتن. [ ک َ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) کمال یافتن. کمال گرفتن. به حد تمامیت رسیدن:
اندرسفر بلند همی گردد آفتاب
اندرسفر کمال پذیرد همی قمر.امیرمعزی.و رجوع به کمال یافتن و کمال گرفتن شود.
فرهنگ فارسی
کمال یافتن. کمال گرفتن
جمله سازی با کمال پذیرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ۱۵۰۳ میلادی، ترکها تحت فرماندهی دریاسالار کمال ریس در این جنگ پیروز شدند و ونیزیها را مجبور به پذیرفتن و به رسمیت شناختن دستاوردهایشان کردند.