کلید سازی
مترادفها
ساخت کلید
لغت نامه دهخدا
کلیدسازی. [ ک ِ ]( حامص مرکب ) شغل و عمل کلیدساز. || ( اِ مرکب ) جایی که کلید سازند. دکان یا کارگاه کلیدساز.
فرهنگ فارسی
شغل و عمل کلید ساز یا جایی که کلید سازند.
جمله سازی با کلید سازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کلید دارد. یک بهبود برای این وضعیت استفاده از دو تابع درهم سازی و قرار دادن کلید در لیست کوتاهتر است. در این حالت با احتمال بالا طولانیترین زنجیره فقط
💡 با آنکه بیسلاین را با هر نوع سازی و در گستره صوتی وسیعی میتوان اجرا کرد، اما معمولاً توسط سازهای بیس و گسترهای دستکم یک و نیم اکتاو پائینتر از کلید دو نواخته میشود.