کمان سازی
مترادفها
کمانسازی، کمان ساختن
لغت نامه دهخدا
کمان سازی. [ ک َ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل کمان ساز. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کمان ساز شود. || ( اِ مرکب ) محل ساختن کمان. ( فرهنگ فارسی معین ). دکان کمان ساز. کارگاه کمان ساز:
دکان کمان سازیم چون گشود
در او یک کمان باب منصور بود.ملاطغرا ( از آنندراج ذیل کمان ساز ).
فرهنگ فارسی
۱ - عمل و شغل کمان ساز ۲ - ( اسم ) محل ساختن کمان.
جمله سازی با کمان سازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به سیه پوشی گیسو سوگند به کمان سازی ابرو سوگند
💡 مرا گاهی کمان سازی گهی تیر تو تیری یا کمانی من چه دانم