کشد

لغت نامه دهخدا

کشد. [ ک َ ] ( ع اِ ) دانه ای است که می خورند آنرا. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
کشد. [ ک َ ] ( ع مص ) به دندان بریدن چیزی را. || به انگشت دوشیدن ماده شتر را. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ).
کشد. [ ک َ ش َ ] ( ع ص، اِ ) به معنی کاشد است. ج، کُشُد. ( منتهی الارب ). رجوع به کاشد شود.
کشد. [ ک ُ ش ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ کاشد. ( منتهی الارب ). || ج ِ کَشود. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

جمع کاشد. یا جمع کشود

جمله سازی با کشد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این فیلم نُه روز از زندگی خواننده جوانی را به تصویر می کشد که متفاوت ترین روزهای عمر او به حساب می آید.

💡 چو آب جو که گل در خور کشد آهسته آهسته روان‌بخش تو گردد می به همواری اگر نوشی

💡 خیالت گرچه هر ساعت کشد از چشم تر دامن بهنگام نظر خواهد که چشمم بیشتر باشد

💡 یک تصویر از قرن دوازدهم اژدها-کش، که احتمالاً تئودور را به تصویر می کشد، نه جورج، در چهار صفحه موکارنا در شبستان Cappella Palatina در پالرمو یافت شده است.

💡 مردی که در کار خرید و فروش کارهای هنری است، برای دیدن بستگانش از شیکاگو به کاریلونای شمالی می رود، و طولی نمی کشد که آرامش خانه ی آن ها را بر هم میزند

💡 می کشد ابروی ترکان بر شه خاور کمان می کند زلف بتان بر قلب جانبازان کمین

باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز