پیچ وار

مترادف‌ها

پیچ‌درپیچ، درهم‌تنیده، کج و معوج

متضادها

ساده، مستقیم، راست

فرهنگستان زبان و ادب

{helicoid} [ریاضی] رویه ای حاصل از حرکت یک خم مسطح یا نامسطح که حول خط ثابتی دوران می کند و درعین حال، در راستای آن خط انتقال می یابد به طوری که نسبت آهنگ دوران و آهنگ انتقال ثابت است

جمله سازی با پیچ وار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گر قصب وار نپیچم دل خود در غم تو چون قصب پیچ مرا هالک مهتاب کنی

💡 رودخانه در میان آن کوهستان مرتفع به شکلی پیچ وار و مارپیچ حرکت می‌کرد که منظره‌ای بسیار زیبا و خیره‌کننده برای عکاسان طبیعت خلق کرده بود.

💡 مسیر رسیدن به بالای قله بسیار دشوار بود و کوهنوردان باید از راه‌های پیچ وار و سنگلاخی عبور می‌کردند تا بتوانند به مقصد نهایی خود برسند.

💡 سیم‌های برق در آن منطقه از میان درختان با حالتی پیچ وار و نامنظم آویزان شده بودند که با نور خورشید، تصاویر بسیار جالبی ایجاد می‌کردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران