پولادوند. [ وَ ] ( اِخ ) تیره ای از طائفه چهار لنگ بختیاری. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 76 ). دارای شعب هیودی، سالاروند، خانه جمالی، خانه قائدی، گراوند.
پولادوند. [ وَ ] ( اِخ ) نام پهلوانی تورانی که رستم او را بیفکند. ( شاهنامه ):
چو خاراشکافی کندآهنش
چه پولادوند و چه روئین تنش.امیرخسرو.رجوع به پولاد شود.
نام پهلوانی تورانی که رستم او را شهرستان
اسم: پولادوند (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: poladvand) (فارسی: پولادوند) (انگلیسی: poladvand)
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از فرماندهان دلاور ایرانی در زمان کیقباد پادشاه کیانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که نفگند بر خاک پولادوند بگرز و بخنجر بتیر و کمند
💡 برو تا ببینی که پولادوند بکشتی همی چون کند دست بند
💡 من آکنون سر دیو پولادوند بخاک اندر آرم ز چرخ بلند
💡 برانگیخت از جای سرکش سمند ستمکاره ارهنگ پولادوند
💡 چو بشنید پولادوند این سخن بیاد آمدش گفتههای کهن