نقد شناس

مترادف‌ها

تحلیل‌گر، سنجش‌گر، تیزبین

لغت نامه دهخدا

نقدشناس. [ ن َ ش ِ] ( نف مرکب ) نقاد. صیرفی. سره گر. ناقد:
آن مبصر که هست نقدشناس
نیم جو نیستش ز روی قیاس.نظامی.

فرهنگ فارسی

نقاد ٠ صیرفی ٠ سره گر ٠ ناقد

جمله سازی با نقد شناس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گر شوی از نقد خرد بهره‌مند قیمت این پند شناسی که چند

💡 چه شناسی تو ز اندوده مس قلب دلان بر محک تا نزنی نقد تمنای همه

💡 دانی نعیم و حور «نظیری » به نقد چیست وجه معاش و خادمه مدعا شناس

💡 یک نقد شناس با تجربه می‌تواند با نگاهی عمیق به ساختار یک اثر ادبی، نقاط قوت و ضعف نویسنده را با دقت بسیار بالا مشخص کند.

💡 برای انتخاب یک فیلم خوب، بهتر است به نظرات یک نقد شناس حرفه‌ای که به جزئیات کارگردانی و بازیگری اهمیت می‌دهد، توجه ویژه‌ای کرد.

💡 وظیفه اصلی یک نقد شناس تنها تخریب اثر نیست، بلکه او باید بتواند راهکارهایی برای بهبود کیفیت هنری در آثار بعدی پیشنهاد دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران