ناموثر

لغت نامه دهخدا

نامؤثر. [ م ُ ءَث ْ ث ِ ] ( ص مرکب ) بی اثر. بی تأثیر. ناسودمند. بی فایده. بی حاصل: و آنچ در این مدت سعی من ضایع و اجتهاد من نامؤثر بود به حکم آنکه اسباب را اوقات هست. ( سندبادنامه ص 281 ). اگر شما بر سمت تدبیر من نروید و سخن مرا نامؤثر شناسید به شما همان رسد که به بوزینگان رسید. ( سندبادنامه ص 80 ). و تأثیر تیر حدثان که از شست قصد زمان گشاد می یابد به جنه جلال او نامؤثر میماند. ( سندبادنامه ص 118 ).

فرهنگ فارسی

بی اثر. بی تاثیر. ناسودمند

جمله سازی با ناموثر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این جالب توجه است که اشاره کنیم که ژن AGE1- در C. elegans به عنوان ایفاکتوری از مسیرهای بازسازی دی‌ان‌ای است که به مقدار زیادی بر روی افزایش طول عمر تحت شرایط تغذیه آزاد اثر دارد اما منجر به کاهش تکثیر تحت شرایط محدود شدن کالری می‌شود. این مشاهده از تئوری چندنمودی (پلیوتروپی) در ارتباط با پیر شدن بیولوژیکی حمایت می‌کند که از این رو پیشنهاد می‌گردد که ژن‌های مؤثر در اوایل طول عمر می‌تواند در پایان عمر به صورت ناموثر عمل نمایند.

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز