لغت نامه دهخدا
( ممطورة ) ممطورة. [ م َ رَ ] ( ع ص ) زمین باران رسیده. ( منتهی الارب ).
- ارض ممطور؛ زمین باران رسیده. ( ناظم الاطباء ).
ممطورة. [ م َ رَ ] ( اِخ ) اسم دیگر «واقفه » است و این اسم را موقعی که یونس بن عبدالرحمن قمی و ابوالحسن علی بن اسماعیل بن میثمی متکلمین امامیه با واقفه مناظره می کردند، ابوالحسن میثمی تمار از راه طعن بر ایشان نهاده و خطاب به واقفه گفته است که شما مثل کلاب ممطوره ( سگهای باران خورده ) باشید و امامیه این عنوان را حفظ کردند. ( از خاندان نوبختی اقبال 265 ). و رجوع به واقفه شود.