لغت نامه دهخدا
مجازر. [ م َ زِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَجزِر. جای شتر کشتن ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ج ِ مجزر و مَجزِرَة. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مجزر شود.
مجازر. [ م َ زِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَجزِر. جای شتر کشتن ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ج ِ مجزر و مَجزِرَة. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مجزر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قتلعام مه ۱۹۴۵ سطیف (عربی: مجازر ۸ ماي ۱۹۴۵) اکثر بخشهای الجزایر از جمله مهمترین مناطق سطیف، مسیلا، گلیما، خوراتا، سکه اهر را شامل شد. پس از این کشتارها الجزایریها یقین پیدا کردند که استعمار فرانسه زبان گفتگو نمیداند و تمام وعدهها و شعارهای آن دروغی بیش نبودهاست و آنچه که با زور از آنها گرفته شده را بایستی با زور بدست بیاورند. این جرقهای بود که انقلاب الجزایر را بهحرکت درآورد.