لک و لوشه

مترادف‌ها

کثیف، آلوده، لکه‌دار

متضادها

پاک، تمیز

لغت نامه دهخدا

لک و لوشه. [ ل َ ک ُ ل َ / لُو ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) لب و لنج. لب و لوچه. لک و لوچه. لب و لوشه: باز لک و لوشه اش آویخته است؛ ناراضی می نماید.

فرهنگ فارسی

( اسم ) لب و لوچه لب و لنج.

جمله سازی با لک و لوشه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شماره لک از دوره کهن در اشعار فارسی آمده است و شماره های یک و ده و صد و هزار و بیور و لک و هزار هزار برای یک تا میلیون استفاده شده است.

کلمات مرتبط