از دوران سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، یک نهاد اطلاعاتی و امنیتی با عنوان ادارهٔ خفیه، به عنوان زیرمجموعهای از تشکیلات گستردهتر نظمیه (که بعدها به شهربانی تغییر نام داد)، فعالیت خود را آغاز نمود. ریشه این اقدامات امنیتی به دورهٔ اقدامات اصلاحی امیرکبیر بازمیگشت. این ساختار امنیتی، با وجود مراجعات و مراجعات متعدد در ساختار حکومتی، تا پایان دورهٔ مشروطیت و وقوع کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی، به حیات خود ادامه داد. با این حال، پس از کودتای مذکور که با حمایت مستقیم نیروهای قزاق و پشتیبانی انگلستان به پیروزی رسید، کارکرد این دستگاهها به کلی دگرگون شد. در این مقطع، شهربانی و سایر سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی، دیگر در جهت حمایت از آرمانهای آزادیخواهی و پاسداری از نظام نوپای دموکراتیک حرکت نکردند؛ بلکه وظیفهٔ اصلی آنها صرفاً هماهنگی و همسویی با اهداف غیرمشروع و نادرست رژیم دیکتاتوری نوپا قرار گرفت.
پس از استقرار دولت جدید، سردار سپه (رضاخان) به وزارت جنگ منصوب شد. او با نادیده گرفتن نظرات مشاوران خارجی، بهویژه «وستداهل»، ساختار نظمیه و ژاندارمری را از وزارت داخله جدا ساخت و آنها را مستقیماً تحت فرماندهی وزارت جنگ قرار داد. رضاخان، رمز موفقیت و پیشرفت خود را در اتکا و تقویت سازمان ارتش میدانست. علیرغم بحرانهای مالی که کشور با آن دست و پنجه نرم میکرد، او دولت وقت را برای تأمین هزینههای نظامی تحت فشار قرار داد و از طریق تدابیر گوناگون، بخش قابلتوجهی از درآمدهای ملی را به وزارت جنگ سرازیر کرد. با تقویت روزافزون ارتش و افزایش تجهیزات جنگی، وی توانست شورشهای داخلی را سرکوب نموده و نظم مورد نظر خود را برقرار سازد، که این امر در نهایت منجر به سقوط دولت قوامالسلطنه شد.
همزمان با این تحولات نظامی، سردار سپه اقدامات هدفمندی را برای نفوذ کامل در تشکیلات نظمیه آغاز کرد. او با انتقال تعدادی از قزاقهای باسابقه به پستهای کلانتری، در تلاش بود تا با بهرهگیری از تجارب آنها، نیروی امنیتی شهری را تحت فرمان خویش درآورد و همزمان، زمینه را برای جذب و ادغام تدریجی بخشی از نیروهای امنیتی موجود در ساختار ارتش فراهم سازد. در نتیجهٔ این اقدامات، نظام اطلاعاتی-امنیتی که پیش از آن حاشیهای و کماهمیت در ساختار شهربانی محسوب میشد، در دورهٔ زمامداری رضاخان به شدت توسعه یافت و دامنهٔ عملیاتی آن، کلیت فعالیتهای شهربانی را تحتالشعاع قرار داد، به طوری که این سازمان به ابزاری اصلی برای اجرای سیاستهای کلی و عملیاتی حکومت تبدیل شد. ایجاد رعب و وحشت توسط این دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی، هرگونه صدای مخالفی را علیه روشهای غیر اصول و مستبدانهٔ حکومت سرکوب و از صحنهٔ سیاسی و اجتماعی کشور ریشهکن مینمود.