گوش تیزی
مترادفها
شنوایی قوی، شنوایی دقیق
لغت نامه دهخدا
گوش تیزی. ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی گوش تیز. تیزگوشی. رجوع به تیزگوشی شود.
فرهنگ فارسی
نیرومندی شنوایی قوت سامعه.
جمله سازی با گوش تیزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خرطوم من چو گرز بود وقت گیر و دار هر موی من به تندی و تیزی بود سنان
💡 آیت محمود (به عربی: أیت محمود) یک شهرداری در الجزایر است که در استان تیزی وزو واقع شدهاست.
💡 عزم تو سمندیست که از غایت تیزی پهلوش در اندیشه نساید کش ران را
💡 ایفرحونن (به عربی: إیفرحونن) یک شهرداری در الجزایر است که در استان تیزی وزو واقع شدهاست.
💡 اسی یوسف (به عربی: أسی یوسف) یک شهرداری در الجزایر است که در استان تیزی وزو واقع شدهاست.
💡 آتش سوزان نمی دارد خبر از زخم خار تیزی خار مغیلان از من مجنون مپرس
💡 آن نگهبان با داشتن گوش تیزی، توانست صدای بسیار ضعیف قدمهای غریبهای را که در نزدیکی دیوار اصلی قلعه میآمدند، به خوبی تشخیص دهد.
💡 موسیقیدانان حرفهای معمولاً دارای گوش تیزی هستند که به آنها اجازه میدهد کوچکترین تغییرات در فرکانسها و نتهای موسیقی را به راحتی تشخیص دهند.
💡 در عملیاتهای جاسوسی حساس، داشتن گوش تیزی برای شنیدن زمزمههای مخفیانه دشمن، یکی از مهارتهای حیاتی و بسیار تعیینکننده برای موفقیت مأموریت است.