گوسفندان صحرایی

لغت نامه دهخدا

گوسفندان صحرایی. [ ف َ دا ن ِ ص َ ] ( اِخ ) نام جزیره ای بوده است در دریای خزر. ( نزهةالقلوب چ لسترانج ص 239 ).

فرهنگ فارسی

نام جزیره بوده است در دریای خزر.

جمله سازی با گوسفندان صحرایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همه شاهدان عالم به تو عاشقند سعدی که میان گرگ صلح است و میان گوسفندان

💡 روزى در گوسفندان كمبود و تلف مشاهده شد و پس از جستجو، به اين خيانت سگ پى بردم. لذا سگ را بردار كردم تا معلوم شود جزاى خيانت و عاقبت بدكردار شكنجه و عذاب است !!

💡 آن‌ها در کنار گوسفندان خود به پرورش شتر نیز به‌شمار اندک می‌پردازند.

💡 به خون غلطاند گرگان را هراس نیزه عدلش عصا بر کف چو موسی گوسفندان را شبان آمد

💡 و هنگامى كه گوسفندان شعيب را سيراب كرد و در سايه آرميد عرض كرد: (پروردگارا!هر خيرى بر من نازل كنى من نيازمندم ) قال رب انى لما انزلت الى من خير فقير.

💡 ماءموران نمرود، جلو دروازه شهر او را متوقف كردند و اجازه بردناموال و گوسفندان را را ندادند و خواستند اموال او را مصادره كنند.

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
واز واز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز