فرهنگستان زبان و ادب
{segmented cist} [باستان شناسی] گورِ صندوقی خرسنگی (megalithic ) یا گونه ای اتاق تدفین که با سنگ یا خشت به چند بخش تفکیک شده است
{segmented cist} [باستان شناسی] گورِ صندوقی خرسنگی (megalithic ) یا گونه ای اتاق تدفین که با سنگ یا خشت به چند بخش تفکیک شده است
گورِ صندوقی خرسنگی (megalithic) یا گونهای اتاق تدفین که با سنگ یا خشت به چند بخش تفکیک شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاستگاه موسیقی کرال را میتوان موسیقی سنتی دانست، چرا که آوازخوانی در گروههای بزرگ بسیار در فرهنگهای کهن رواج داشتهاست. از این جمله میتوان به آواز تکبخشی یا اونیسون اشاره کرد که در یونان باستان رایج بوده یا آوازهای چندبخشی همانند آنچه در موسیقی کرال معاصر اروپا دیده میشود که بر اساس قوانین هارمونی نوشته شدهاند.
💡 دستاوردها و تجربههای برنامه سالیوت راه را برای ساخت ایستگاههای فضایی بزرگتر و چندبخشی مانند ایستگاه مداری میر و ایستگاه فضایی بینالمللی هموار کردند، بطوریکه هر دوی این ایستگاهها دارای بخشهایی هستند که از سختافزار ایستگاههای سالیوت مشتق شدهاند.
💡 گلیسون در هاروارد «بهطور مداوم در هر سطح تدریس کرد»، از جمله دروس چندبخشی که به لحاظ اداری پر مسئولیت بودند. یکی از کلاسها، نقاشی مادر و کودک پیکاسو که با قاب تزئین شده بود را برای قدردانی از محبت گلیسون به وی تقدیم نمود.
💡 یکی از قابلیت اصلی داندمآل! حمایت از دانلود چندبخشی است.