گسسته اشیان

لغت نامه دهخدا

( گسسته آشیان ) گسسته آشیان. [ گ ُس َس ْ ت َ / ت ِ ] ( ص مرکب ) طائری که به سبب خراب شدن آشیان از آشیان خود به دور افتاده باشد:
ما و تو دو نو [ کذا ] اسیر جائیم
مرغان گسسته آشیانیم.فیضی ( از بهار عجم ).

فرهنگ فارسی

( گسسته آشیان ) پرنده ای که بسبب خراب شدن آشیانه از آن دور افتاده.

جمله سازی با گسسته اشیان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سینه، ز دل، مهر تو شوریده‌ترست زنجیر گسسته گنج در ویرانه

💡 چون سرو اگر چه ریشه من در ته گل است پیوند من ز عالم بالا گسسته نیست

💡 قندیل را شکسته و پیمانه ساخته تسبیح را گسسته و زنار کرده‌ایم

💡 مژگان من نشد خشک تا شد جدا ز رویت گوهر نمی شود بند در رشته گسسته

💡 تکنیک‌هایی مانند رگرسیون لجستیک و رگرسیون پروبیت را می‌توان برای تحلیل تجربی انتخاب گسسته استفاده کرد.

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
ارسن لوپن یعنی چه؟
ارسن لوپن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز