گرما پیما

لغت نامه دهخدا

گرماپیما. [ گ َ پ َ / پ ِ ] ( اِ مرکب ) آلتی از شیشه که درجات دارد و بجهت دانستن مرتبه گرمی هوای تابستان جیوه در آن کنند و هرچه هوا گرمتر شود جیوه ببالاتر می آید و درجه گرمی هوا معلوم میگردد و آن را گرماسنج نیز میگویند و به زبان یونانی آن را ترمومتر گویند، و همچنین برای امتحان هوا چیزی درست کرده اند که صافی و ناصافی و آمد ریاح و باران از آن معلوم میشود و آن را بارومتر یعنی هواپیما گویند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). رجوع به گرماسنج شود.

فرهنگ فارسی

( صفت و اسم ) آلتی شیشه یی و مدرج که گرمی هوا را تعیین کند ترمومتر

جمله سازی با گرما پیما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو خوش باشد که یابد تشنه دیر به گرمای بیابان شربتی سیر

💡 خلافش بدسگالان را بدانگونه همی بکشد که هنگام سموم اندر بیابان تشنه را گرما

💡 تفته چون دوزخ سریرم‌، هرشب ازگرمای تب من چو مرد دوزخی نالیده از گرمای او

💡 ز گرما بسوزد به تن استخوان ندانم بدین ره شدن چون توان

💡 اینت راحت که رنج گرما نیست پس ازین جز امید سرما نیست