گرد زوال

لغت نامه دهخدا

گرد زوال. [ گ َ دِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایت از نیست شدن. نابود شدن. معدوم گشتن:
بسته بر حضرت تو راه خیال
بر درت نانشسته گرد زوال.نظامی.

جمله سازی با گرد زوال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در تلاش اوج عزت هر که می سوزد نفس سعی چون خورشید دارد در زوال خویشتن

💡 بر درخت گل زند بلبل نوا وقت سحر بر بنفشه گل فشاند شاخ گل وقت زوال

💡 تو مکن تکیه برین دور جفاجوی که هم محنت و دولت ایام زوالی دارد

💡 پـس مـحمد امر كرد اسيران اهل بيت يحيى را به جانب خراسان كوچ دهند و گفت سرهاى اولادپيغمبر در هر خانه اى كه باشد باعث زوال نعمت آن خانه مى شود.

💡 چو روبروی کند با ویش به وقت زوال ز شرم همسریش بر زمین زند ناچار

💡 به خاطر آنچه رسد باشدش زوال زپی به غیر عشق که او را نبود و نیست زوال

گرت یعنی چه؟
گرت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز