لغت نامه دهخدا
گربه دله. [ گ ُ ب َ / ب ِ دَ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) راسو. ( ناظم الاطباء ).
گربه دله. [ گ ُ ب َ / ب ِ دَ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) راسو. ( ناظم الاطباء ).
راسو
💡 ندهم دل به دست تو ندهم گربه تو دل دهم ز تو نرهم
💡 در سال ۲۰۰۲ انیمهٔ بازگشت گربه بهعنوان دنبالهٔ این اثر با تمرکز بر شخصیت فرعی بارون ساخته شد.
💡 بدنیای دون غافل از کار عشقت چو گربه زموش وسگ از استخوان خوش
💡 اینخون گوشتخورده از آنکش چو خون و گوشت وان گوشه جگر زجگر گوشه گربه وار
💡 بشکست سخت، پنجره و شیشهها بریخت اندر قفای گربه و شد پاک منطره
💡 خرسها دشمنان زیادی در طبیعت ندارند. البته تولهها و خرسهای نابالغ ممکن است توسط گربهسانان بزرگتر مثل شیر، ببر و خرسهای دیگر، آسیب ببینند اما مهمترین تهدید علیه خرسها، انسانها هستند.