فرهنگستان زبان و ادب
{dipole transition} [فیزیک] فرایندی که در آن اتم یا مولکول با جذب یا گسیل تابش از یک تراز انرژی به تراز انرژی دیگر می رود و تکانۀ زاویه ای آن حداکثر یک واحد تغییر می کند
{dipole transition} [فیزیک] فرایندی که در آن اتم یا مولکول با جذب یا گسیل تابش از یک تراز انرژی به تراز انرژی دیگر می رود و تکانۀ زاویه ای آن حداکثر یک واحد تغییر می کند
فرایندی که در آن اتم یا مولکول با جذب یا گسیل تابش از یک تراز انرژی به تراز انرژی دیگر میرود و تکانۀ زاویهای آن حداکثر یک واحد تغییر میکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترازیستورهای پیوندی دوقطبی میتوانند در سه ناحیهٔ قطع، اشباع و فعال کار کنند. معمولاً از ناحیهٔ فعال برای تقویتکردن و از ناحیههای قطع و اشباع برای کلیدزنی استفاده میشود.
💡 اوکسبال (خاویر باردم) در یک خانهٔ رو به ویرانی همراه با دو فرزند کوچکش، آنا و متیو زندگی میکند. او از همسرش، مارامبرا که از اعتیاد به الکل و اختلال دوقطبی رنج میبرد جدا شدهاست و به جز برادرش تیتو خانواده دیگری ندارد.
💡 یک سیکلوترون به صورت دو آهنربای دوقطبی بزرگ طراحی شده برای ایجاد یک ناحیه نیم دایرهای میدان مغناطیسی یکنواخت که بهطور یکنواخت به طرف پایین جهتگیری دارد، طراحی میشود.