لغت نامه دهخدا
گبت انگبین. [ گ ِ اَ گ َ ] ( اِ مرکب ) عسل. منج انگبین. منج نحل. رجوع به گبت و کبت و گبت خانه شود.
گبت انگبین. [ گ ِ اَ گ َ ] ( اِ مرکب ) عسل. منج انگبین. منج نحل. رجوع به گبت و کبت و گبت خانه شود.
( اسم ) عسل منج انگبین.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیر است که تا جهان چنین است بی نیش مگس کم انگبین است
💡 لب بوعده ی شیرین کشد فغانی را هلاک مور گرفتار از انگبین پیداست
💡 چه می چه انگبین چه خلد و چه حور چه ماهی و چه مه چه نار و چه نور
💡 بد اندیش را لفظ شیرین مبین که ممکن بود زهر در انگبین
💡 لعلت که بلای دل و دین آید هم گه چون گل و گه چو انگبین آید هم
💡 دی زهر و انگبین بهم آمیختی که بود دشنام جان فزای تو هم تلخ و هم لذیذ