لغت نامه دهخدا
گازر هروی. [ زُ رِ هََ رَ ] ( اِخ ) رجوع به ابومنصور گازر هروی... شود.
گازر هروی. [ زُ رِ هََ رَ ] ( اِخ ) رجوع به ابومنصور گازر هروی... شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن دو همبازان گازر را ببین هست در ظاهر خلافی زان و زین
💡 گازر - حاجت اول من اينست كه با اين چوب دستى يك ضربه محكم بر گردن شما بزنم !
💡 گازر گفت: قربان ! چرا من كه عرض كردم، ولى اعليحضرتقبول نكردند.
💡 به زن گفت گازر که ای نیک جفت چه خاک و چه گوهرمرا در نهفت
💡 310- ر.ك: تفسيرابوالفتوح رازى، ج 7، ص 19. تفسير گازر، ج 5، ص 105.
💡 رخت گازر سزدش عشق که با دامن پاک سنگ بر سینه زنان روببیابان دارد