لغت نامه دهخدا
کوکب بحری. [ ک َ / کُو ک َ ب ِ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به ستاره دریایی شود.
کوکب بحری. [ ک َ / کُو ک َ ب ِ ب َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به ستاره دریایی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون نکرد او سجده ی آدم قبول کوکب بختش فتاد اندر افول
💡 عیان اختر دوستت در مشارق نهان کوکب دشمنت در مغارب
💡 ما صلح می کنیم به یک کوکب از فلک خرمن چرا مضایقه با مور می کند
💡 آن لحظه که ریزم چو فلک از مژه کوکب بیدار کسی نیست که گیرم به گواهی
💡 سعدآباد داری دو قلعه است قلعه جعفر آقا و قلعه کوکب