لغت نامه دهخدا
کورگیا. [ ک َ وَ ] ( اِ مرکب ) بار کبر و خرنوب. ( ناظم الاطباء ). اسم فارسی اذخر است. ( فهرست مخزن الادویه ). و رجوع به مدخل بعد شود.
کورگیا. [ ک َ وَ ] ( اِ مرکب ) بار کبر و خرنوب. ( ناظم الاطباء ). اسم فارسی اذخر است. ( فهرست مخزن الادویه ). و رجوع به مدخل بعد شود.
( اسم ) درخت و میوه و بار کور خرنوب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آز را دیده بینا دل من بود مدام کور کردی به عطاهای گران دیده آز
💡 علمی که به پیش عالم بی عمل است مانند چراغ باشد اندر، کف کور
💡 قصه کوران به پیش بینا مگوی بیش ازین در پیش بینایان ز کوران دم مزن
💡 هر دو چشم منکرانت کور بود ورنه ذاتت را دو عالم نور بود
💡 روز باطل چو حق شود پنهان اهل حق را تو به ز کور مدان
💡 به چیزی که آید کسی را زمان بپیچد دلش کور گردد گمان