لغت نامه دهخدا
کوتیر ناحونته. [ ت ِ ] ( اِخ ) پادشاه معروف ایلام پسر شوتروک ناحونته. وی به سال 1171 ق. م. رو به بابل نهاد و آخرین پادشاه کاسی را مغلوب و دولتشان را منقرض کرد. ( تاریخ کردتألیف رشیدیاسمی ص 42 ). رجوع به همین مأخذ شود.
کوتیر ناحونته. [ ت ِ ] ( اِخ ) پادشاه معروف ایلام پسر شوتروک ناحونته. وی به سال 1171 ق. م. رو به بابل نهاد و آخرین پادشاه کاسی را مغلوب و دولتشان را منقرض کرد. ( تاریخ کردتألیف رشیدیاسمی ص 42 ). رجوع به همین مأخذ شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به حربگاهی کو تیغ بر کشد زنیام به صید گاهی کوتیر بر نهد به کمان
💡 کوتیر شیلهه برادر یا عمو زادهٔ وی نیز در حدود سال ۱۶۳۵ قبل از میلاد جانشین وی شدهاست.
💡 سلطنت کوتیر نخونته اول و سیزده جانشین او که سوکل مخ یا سوکل بودند تا کوک نشور سوم که آخرین سوکل مخ شناختهشدهاست، تنها در متون حقوقی و اقتصادی شوش و تعداد انگشتشماری کتیبههای شاهی ثبت شدهاست.