کوته شدن

لغت نامه دهخدا

کوته شدن. [ ت َه ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) کوتاه شدن. ( فرهنگ فارسی معین ).
- کوته شدن دست کسی از چیزی؛ بدان دسترس نداشتن:
از این راز گر هیچ آگه شود
ز چاره مرا دست کوته شود.فردوسی.و رجوع به کوتاه شدن شود.
|| پایان یافتن. خاتمه پیدا کردن. تمام شدن:
سرم گر ز خواب خوش آگه شدی
ترا جنگ با شیر کوته شدی.فردوسی.دگر آنکه باشد نصیبین مرا
چو خواهی که کوته شود کین مرا.فردوسی - کوته شدن داوری؛ پایان یافتن جدل و مرافعه. فصل خصومت. رفع شدن اختلاف:
ولیکن چو معنیش یاد آوری
شوی رام و کوته شود داوری.فردوسی.رجوع به کوتاه شدن شود.

فرهنگ فارسی

۱ - کم شدن طول و ارتفاع چیزی. ۲ - کاسته شدن. ۳ - قطع شدن. یا کوتاه شدن دست کسی از چیزی. دسترس نداشتن بدان از آن پس: و دست تعرض متغلبان و ستمکاران از دامن روزگار ضعیفان و عاجزان بکلی کوتاه شود. یا کوتاه شدن زبان. خاموش شدن.

جمله سازی با کوته شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز انقطاع فیض، کوته گردد ایام خزان هست روزافزون ز راه فیض، ایام بهار

💡 کوته نظر تلاش کند قرب دوست را نزدیک را خبر ز نگه های دور نیست

💡 رشته جان گر شود کوته ز مقراض اجل برمیان جسم کافر کیش زناری مباش

💡 هر که دستش کوته از معنی است در صورت زند لیک باید کرد معنی را ز صورت امتیاز

💡 مرا از لاف نه عجز سخن کوته زبان دارد زجوهر تیغ من بند خموشی بر زبان دارد

💡 هر که از دامن او دست مرا کوته کرد دارم امید که دستش به گریبان نرسد

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز