لغت نامه دهخدا
کناره شویی. [ ک َ / ک ِ رَ / رِ ] ( حامص مرکب ) پاک و منزه کردن اطراف:
چون بحر کنم کناره شویی
اما نه ز روی تلخ رویی.نظامی.
کناره شویی. [ ک َ / ک ِ رَ / رِ ] ( حامص مرکب ) پاک و منزه کردن اطراف:
چون بحر کنم کناره شویی
اما نه ز روی تلخ رویی.نظامی.
پاک و منزه کردن اطراف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر کاو نه به جان کناره جوید از تو در روز همی ستاره جوید از تو
💡 بزمیست ملوکانه و رندان همه سرمست از ما و چنین بزم کناره نتوان کرد
💡 دل ببردی و جانم در اوفتاد به آتش کناره کردی و من در میان خاک نشستم
💡 خیال سرو قدت بر کنار دیده من به سان قامت شمشاد بر کناره جوست
💡 بی انتظار یافته ای خانه در بهشت اینجا اگر کناره ز دنیا گرفته ای
💡 در باغ لطف چون خط و رخسار تو که دید یک گل که مشک تر دمدش بر کنارهها