کمپانی باشی

لغت نامه دهخدا

کمپانی باشی. [ ک ُ ] ( اِ مرکب ) رئیس کمپانی. مدیر شرکت. ( فرهنگ فارسی معین ): دیشب آمده اند در خانه کمپانی باشی سر خودش و سر پسر و یک کنیزش را بریده اند. ( امیر ارسلان، از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) رئیس کمپانی مدیر شرکت: ( دیشب آمده اند در خان. کمپانی باشی و سر خود و سرپسر و یک کنیزش را بریده اند )

جمله سازی با کمپانی باشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از این وقفه گفته شد که ری می‌خواهد از دبلیو دبلیو ای برود ولی خود کمپانی بدون اجازه او قراردادش را تمدید کرد.

💡 جین فدرستون (متولد ۱۹۶۹) تهیه‌کننده تلویزیون انگلیسی و و بنیانگذار کمپانی تلویزیونی «سیستر پیکچرز» می‌باشد. قبل از آن، او مدیر اجرایی کمپانی تلویزیونی کودوس و معاون رئیس کمپانی درخشش بریتانیا بود، و اکنون بخشی از ''اندمول شاینینگ گروه'' را بر عهده دارد.

💡 و در حال حاضر 《دین امبروز》در کمپانی AEW فعالیت می‌کند.

💡 این کتاب که از مجموعه داستان‌های پوآرو می‌باشد در تاریخ ۱۹ سپتامبر ۱۹۳۸ در بریتانیا توسط انتشارات کولینز کرایم کلوب و در فوریه ۱۹۳۹ در آمریکا توسط انتشارات داد، مید اند کمپانی با نام قتل در کریسمس به چاپ رسیده است.

💡 شرکت ایلیوشین در سال ۱۹۳۳ توسط سرگئی ایلیوشین بنیان گذاشته شد. این شرکت هم‌اکنون به‌همراه شرکت‌هایی چون میگ، آنتونوف، سوخو، توپولف، یاکوولیف و ایرکوت، زیرمجموعه‌ای از کمپانی یونایتد ایرکرفت کورپوریشن به‌شمار می‌آید.

💡 جگوار کارز شرکت تولیدکننده خودروهای لوکس می‌باشد، که دفتر مرکزی آن در کاونتری انگلستان قرار دارد. این شرکت اکنون زیرمجموعه کمپانی «تاتا موتورز» بوده و در بخش تجاری «جگوار لندرور» این گروه فعالیت می‌کند.

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز