لغت نامه دهخدا
کلی ناک. [ ک ُ ] ( ص مرکب ) آنکه به بیماری کلی مبتلی است. خوره ناک. جذامی. ( فرهنگ فارسی معین ). خوره ای. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): چون مرد کلی ناک را پاک کرد؟ ( ترجمه دیاتسارون ص 50 ). و رجوع به کُلی ( بیماری ) شود.
کلی ناک. [ ک ُ ] ( ص مرکب ) آنکه به بیماری کلی مبتلی است. خوره ناک. جذامی. ( فرهنگ فارسی معین ). خوره ای. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): چون مرد کلی ناک را پاک کرد؟ ( ترجمه دیاتسارون ص 50 ). و رجوع به کُلی ( بیماری ) شود.
( صفت ) آنکه به بیماری کلی مبتلی است خوره ناک جذامی: ( چون مرد کلی ناک را پاک کرد ( عیسی )... ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفته بد عیسی که من پیغمبرم از شما کلی بیکسر بهترم
💡 شد حقیقت نام جبروتت که سیم منزل است روح کلی را ضعیف اینجا تعینهاستی