کلک چیدن

لغت نامه دهخدا

کلک چیدن. [ ک َ ل َ دَ ] ( مص مرکب ) به نابایستها کاری را به درازا کشیدن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

به نابایست ها کاری را به درازا کشیدن

جمله سازی با کلک چیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خودداری یوسف زند آتش به زلیخا خاطر هوس از چیدن دامان گله دارد

💡 از حرص چیدن گل شاید که در چمن روید به جای سبزه از مرغزار دست

💡 سیر از رخ تو دیده به دیدن نمی شود گل زین چمن تمام به چیدن نمی شود

💡 آنچنان محو تو شد دیده نظار گیان که به گلهای چمن نوبت چیدن نرسد

💡 تو سروی، بر نشاید چیدن از تو تو ماهی، مهر نتوان دیدن از تو

💡 ز باغ امتیاز آیینه‌گل چیدن نمی‌داند تحیر خلوت‌آرا بود اگر در انجمن رفتم

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز