لغت نامه دهخدا
کشکهای پرتو. [ ک َ ش َ ی ِ پ َ ت َ / تُو ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خطوط شعاعی، چه کشک به معنی خط باشد و پرتو به معنی شعاع و از فرهنگ دساتیر نقل شد. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ).
کشکهای پرتو. [ ک َ ش َ ی ِ پ َ ت َ / تُو ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خطوط شعاعی، چه کشک به معنی خط باشد و پرتو به معنی شعاع و از فرهنگ دساتیر نقل شد. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ).
خطوط شعاعی چه کشک بمعنی خط باشد و پرتو بمعنی شعاع و از فرهنگ دساتیر نقل شد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از غیبب عدم رخت بهستی چو کشیدیم از پرتو خورشید تو چون صبح دمیدیم
💡 در رُخش پرتو خورشید بود سایهفکن چشم بد دور ز بس دلبر من آینهروست
💡 چون پرتو خورشید برآیندتهیدست آنها که قدم بر در هر خانه گذارند
💡 گر زانکه لباس ورعم چاکِ گنه داشت بر پرتو خورشید گشودند درم را
💡 تو گرم جلوه و صائب به خون خود غلطد که پرتو تو مبادا به این و آن تابد
💡 خورشید کی و پرتو دیدار تو هیهات هر بی سر و پا لایق این نور نگردد