لغت نامه دهخدا
کشک سایی. [ ک َ ] ( حامص مرکب ) کشک سائی. عمل سائیدن کشک. ( یادداشت مؤلف ).
کشک سایی. [ ک َ ] ( حامص مرکب ) کشک سائی. عمل سائیدن کشک. ( یادداشت مؤلف ).
کشک سائی عمل سائیدن کشک
💡 یکی گفت کای ابله روز کور همی دست با چرخ سایی به زور
💡 کرد ازبس سرمه سایی نغمه زاغ و زغن عندلیب خوش نوایی در گلستانی نماند
💡 کردم از سجدهٔ راه تو جبین آرایی سر اقبال من و پیشهٔ گردن سایی
💡 شود به لخلخه سایی، نسیم نوروزی مشام عالم افسرده بوی جان گیرد
💡 یکایک برکنی دندان پروین اگر دندان کین بر چرخ سایی
💡 لبان خشک فایز را ز رحمت بر آن لعل لب تر سایی امشب